مصائب حضرت قاسم (ع)


ناگهان بر سر قتل تو چه دعوا شده است

بند بند بدنت آه زهم وا شده است

چه بلایی به سر صورتت آمد قاسم

وای این نیزه چه سان در دهنت جا شده است؟!

زانوانت چه شده حرف بزن قاسم جان

ساق پاهای تو برعکس چرا تا شده است ؟!!

سر انگشت تو را هم به غنیمت بردند

چه قدر روی تنت حادثه امضا شده است...!

مهره های کمرت دور و برت می ریزد

اینچنین ریختنت آه معما شده است...


شاعر : نیما نجاری




موضوع :
حضرت قاسم (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  ,