مرحوم شیخ جعفر شوشتری می فرماید: وقتی می خواستند عمامه را سر مبارک او بگذارند، مقداری از عمامه را حسین (علیه السّلام) پاره کرد و به صورت قاسم بست، در اینجا شیخ شوشتری چند دلیل می آورد:

1- دشمن نفهمد که این یک نوجوان سیزده ساله است و جسور شوند و دور او را بگیرند.

2- پسر امام حسن (علیه السّلام) آنقدر قشنگ بود که نمی خواست او چشم بخورد.

اما آخر چشمش زدند ...

خانم نجمه دید قاسم آمد در خیمه و زانوهایش را بغل گرفت، در اینجا شیخ جعفر می گوید: ناگهان نجمه یادش آمد که باباش حسن (علیه السّلام) برای او حرزی گذاشته و سفارش کرده هر جا دیدی قاسمم کارش گیر کرده و راهی دیگر نداره این حرز را بردار و به عمو بده ... .

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه


دو شباهت بین قاسم و پدرش امام حسن (علیه السّلام) هست، اول اینکه بدن پدر را تیرباران کردند، به قاسم هم سنگ زدند با این تفاوت که امام حسن (علیه السّلام) را پس از مرگ تیر به تابوت زدند، ولی قاسم هنوز زنده بود، عمر سعد صدا زد مگر نمی بینید این پسر زره ندارد، او را محاصره کنید به او سنگ بزنید.

دوم اینکه وقتی به امام مجتبی (علیه السّلام) زهر دادند، دیدند آقا از شدت زهر پا بر زمین می کشند، این بچه هم زیر سم اسب ها پا بر زمین می کشید.

شکسته استخوانی ناله می زد

                    شهید نیمه جانی ناله می زد

کنار پیکر این طفل معصوم

                     کبود قد کمانی ناله می زد

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه




موضوع :
حضرت قاسم (ع) ,  محرم الحرام1435  ,