"تلاطم خیس"   -روضه و مناجات امام حسین (ع)


...و زمین مثل خیمه گاهی بود

که تمامش پر از سیاهی بود

تو رسیدی واین رسیدن تو

شکلی از رحمت الهی بود

ماه حالا تویی و یا خود ماه؟

که خودش هم سر دوراهی بود

ماه! زهرا؟چه می نویسم من

کار من کار اشتباهی بود

توببخشم که وصف تو دریا

کاغذ طبع شعر کاهی بود

کاغذم از تلاطمت خیسم

کاش باشم قلم که بنویسم

 

تا نبودی جهان خیالی بود

سال ها از بهار خالی بود

بی توحتی وجود پیغمبر

مبهم وگنگ واحتمالی بود

نه بهاری که باعلی بودی

همه اش پر زبی سوالی بود

همه سفره قناعتتان

چندتا کاسه سفالی بود

هرکجایی که می رسیدی تو

برکت از آن ان اهالی بود

عشق را سمت خویش می خواندی

هر زمان اسیاب گرداندی

 

تویی انکس که کس نفهمیدش

چشم دنیاییان نمی دیدش

تو نبودی ولی خیالت را

داشت آدم زمان تبعیدش

وتو آن سیب نوبری بودی

که برای خودش خدا چیدش

و نهالی رسیده بودی که

خشکسالی رسید وخشکیدش

روزگاری ستاره ها دیدند

ماه افتاد پیش خورشیدش

ماه بودی برای خورشیدی

خوب شد بیش از این نتابیدی

 

خطبه ات کار نص قران کرد

شهر آن روز را پریشان کرد

توخودت جای خود یهودی را

یک شبه چادرت مسلمان کرد

چه قدر دست های مادریت

گندم آسیاب را نان کرد

چه قدر ظرف آب نیمه شبت

عطش عشق را دو چندان کرد

عشق را پیچ وتاب می دادی

به حسینت که اب می دادی

 

آنکه با او پر ارصفا بوی

تشنه هرگز نبود تا بودی

ساقی ظرف آب نیمه ی شب

راستی کربلا کجا بودی؟

نکند لابه لای آن صحرا

فکر یک تکه بوریا بودی

باهمان چادری که خاکی شد

آمدی دست برعصا بودی

آسمان غرق بیقراری شد

پیکر ماه نیزه کاری شد

   

 شاعر : علی زمانیان                                                              

 




موضوع :
امام حسین (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  ,