حضرت رقیه(س)-شهادت

 

بابا سرم، تنم، کمرم، پهلویم، پرم

یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم

بیش از همین مخواه و گر نه به جان تو

باید همین کنار تو تا صبح بشمرم

از تو چه مانده است؟ بگویم "که ای پدر"

از من چه مانده است؟ بگویی "که دخترم"

اندازه ی لب تو لبم شد ترک ترک

اندازه ی سر تو گرفتار شد سرم

از تو نمانده است به جز عکس مبهمت

از من نمانده است به جز عکس مادرم

از تو سوال می کنم انگشترت کجاست؟

كه تو سوال می کنی از حال معجرم

دیدم چگونه سرت را به طشت زد

حق می دهی بمیرم و طاقت نیاورم

مرد کنیززاده ای از ما کنیز خواست

بیچاره خواهر تو و بیچاره خواهرم

مرهم به درد این همه زخمی نمی خورد

بابا سرم، تنم، كمرم، پهلویم، پرم


شاعر : آقای لطیفیان





موضوع :
حضرت رقیه (س) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  ,