تبلیغات
هیئت یاوران مهدی (عج) - قم
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
نظرسنجی
سلام.به این پایگاه اینترنتی چه امتازی میدهید؟ (از 20 نمره)






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :



مادر به اشک روضه مرا شیر داده است

در شیرم آب کرده! ولی سود با من است ..




برچسب ها :
تك بیتی فوق العاده ناب!!! , 

موضوع :
امام حسین (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  , 

حضرت عباس(ع)-شهادت


حالا زمین کربلا چشمان تر دارد

حالا پس از این خیمه های در به در دارد

دستان او را از سر زینب بُریدند

حالا بگو که خیمه آیا بال و پر دارد؟

عباس را از علقمه آقا نیاورده

آوردنش تا خیمه گویا دردسر دارد

حتی ز جسم إرباً إربای علی اکبر

جسمی زهم پاشیده و آشفته تر دارد

در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید

هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد

دارد لباسش را به غارت می برد این قوم

حالا دگر ام البنین حالی دگر دارد


شاعر : رحمان نوازنی




موضوع :
حضرت ابالفضل (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  , 

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


دستش به دست زینب و می خواست جان دهد

می خواست پیش عمه عمو را صدا زند

می دید آمده ببرد سهم خویش را

بیگانه ای که زخم بر آن آشنا زند

سنگی رسید بوسه به پیشانی اش دهد

دستی رسیده چنگ به سمت عبا زند 

در بین ازدحام حرامی و نیزه دار

درمانده بود حرمله تیرش کجا زند

از بس که جا نبود در انبوه زخم ها

تیغی ز تن کشیده و تیغی به جا زند

پا می زنند راه نفس بند آوردند

پر می کنند تا که کمی دست و پا زند

خون از شکاف وا شده فواره می زند

وقتی ز پشت نیزه کسی بی هوا زند

طاقت نداشت تا که ببیند چه می شود

طاقت نداشت تا که بماند صدا زند

طاقت نداشت تا که...صدای پدر رسید

پر بازكرد پر به سوی مجتبی زند

دستش کشید و هرچه توان داشت می دوید

تیغی ولی رسید که آن دست را زند


شاعر : حسن لطفی




موضوع :
حضرت عبدالله بن الحسن (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  , 
سید مهدی قوام
پنجشنبه 9 آبان 1392 | محمدرضا

/**/ سید مهدی قوام
سید مهدی قوام و یخ فروش
                
                   حکایت جالبیه سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که یهو یه چیزی توجهش رو جلب میکنه. می شنوه که یه شخص داره های های داد میزنه و گریه میکنه.....   میره جلو تر و میبینه که تو میدون شهر هیچ کاسبی نمونده به جز یه یخ فروش که داره داد میزنه: که آهای مردم بیایید یخ های منو بخرین،این همه سرمایه ی منه، سرمایه ام داره آب میشه و از بین میره... . وقتی سید اون صحنه رو میبینه همه یخ های اون مرد رو میخره و خودش هم میشینه کنار دست اون مرد یخ فروش شروع میکنه به گریه کردن...   مرد یخ فروش میپرسه شما چرا گریه میکنی؟   سید میگه تو با این کارت چه درسی به من سید مهدی  دادی..... تو یخ هات داشت آب میشد این همه داد زدی گریه کردی..... من چیکار کنم که عمرم آب شد.... تو گناه آب شد....     سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه 40 تهران ـ یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت... 



موضوع :
مشاوره , 


یا رقیه(سلام الله علیها)


ستاره های شبم را شمرده ام امّا

هزار و نهصد و پنجاه تا نشد عمه

كسی كه پیش خود انگشتر پدر را داشت

بدون موی سر از من جدا نشد عمه


شاعر : امیر بزازی




موضوع :
حضرت رقیه (س) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  , 
یا مقطع الاعضاء
پنجشنبه 9 آبان 1392 | محمدرضا

یا مقطع الاعضاء


این بار بی مقدمه از سر شروع كرد

این روضه خوان پیر از آخر شروع كرد

مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را

از جای بوسه های پیمبر شروع كرد

از تل دوید مرثیه قتلگاه را

از لا به لای نیزه و خنجر شروع كرد

از خط به خط روضه ی گودال رد شدو

با گریه از اسیری خواهر شروع كرد

اینجا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست

طاقت نداشت از خط دیگر شروع كرد

بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد

از روضه ربودن معجر شروع كرد

برگشت روضه را به تمامی دشت برد

از اربن اربنِ تن اكبر شروع رد

لب تشنه بود خیره به لیوان نگاه كرد

از التهاب مشك برادر شروع كرد

هی دست را شبیه به یك گاهواره كرد

از لای لایِ مادرِ اصغر شروع كرد

غش كرد روضه خوان نفسش در شماره رفت

مدّاحی از كناره ی منبر شروع كرد

ای تشنه لب حسین من ای بی كفن حسین!

دم را برای روضه مادر شروع كرد

یك كوچه وا كنید كه زهرا رسیده است

مداح بی مقدمه از در شروع كرد

هیزم می آورند حرم را خبر كنید

این بیت را چه مرثیه آور شروع كرد

این شعر هم كه قافیه هایش تمام شد

شاعر بدون واهمه از سر شروع كرد

"محسن ناصحی"





موضوع :
امام حسین (ع) ,  اشعار ,  محرم الحرام1435  , 


تعداد صفحات : 40

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |